تبليغاتX
برمدار لحظه ها

برمدار لحظه ها

شیشه پنجره تهدید شداما نشکست

عشق در تبصره  تبعید شدامانشکست

شب آوارحقیقت دلم ازجالرزید

غزلم ضجه تردیدشدامانشکست

توکه ازباد نفسگیرزمان میشکنی

بنگرقلب مرا بیدشدامانشکست

باغبان درپی گل حرمت یک شاخه شکست

زخم این ضایعه تشدیدشدامانشکست

تارغم می تندم فصل خزان - حنجره ام

ازغم پنجره نومیدشدامانشکست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:17  توسط نجات بخشی  | 

جنگل از صاعقه ای شوم شکایت می کرد

رعدوبرقی که زپاییزحمایت می کرد

شاخه ای را که شکستندونگفتند چرا؟

ازسکوت وستم ودرد حکایت می کرد

شاعری راکه به تهدید زخود تاراندند

به سیه پوشی این قافله عادت می کرد

وهم در دخمه به خودرنگ تلاطم می داد

وزنی گریه بی اشک تلاوت میکرد

چشم چوپان به طمع باز نشد باج نداد

گرگ با جرات این گله عداوت میکرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:6  توسط نجات بخشی  | 

به گل دستان شاخه خار مي زد

تمام برگ وساقه جارمي زد

دراين جا باغبان  پير    قصه

تمام غنچه هارادار  مي زد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:4  توسط نجات بخشی  | 

اتم می باردازفلوجه چشمان بغدادیت

به زخم تازه تاسیس تن عریان بغدادیت

شب آژیرخطرجنگی جهانی ترورق می خورد

فرارمردکی ازجوخه وزندان بغدادیت

۱۹۳۶.کریسمس.جنگ رعدآسا

دبليو.هيتلراچ.آي وی ترين شيطان بغداديت

...ونازي ها كه درشش ماهگي افريته مي زايند

موسيليني فرانكو.نطفه درزندان بغداديت

شريعه نه شرف درگرگ وميش نيل مي خشكد

دروغي تازه مي بافدهمين چوپان بغداديت

وموسل نطفه مي بنددجنيني آمريكايي

ودخترهاي نابالغ گداي نان بغداديت

زن هندوبه كيش بمبئ   زرتشت ميزايد

واعلام رسالت ميكند سلمان بغداديت

وسلماني كه روي دوش موسي هي عصا مي زد

ونوح ازخويش مي ترسدوياطوفان بغداديت

عرب بيهوده بيرق مي زندبرقله غيرت

كجاغيرت كجاغيرت كجاوجدان بغداديت

خداخميازه ميباردعرب هابي علي مردند

وتنهاكودتايي بودباعصيان بغداديتُ

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:56  توسط نجات بخشی  |